لُپشی لُپشی

سلام جیجلیه من.
ببخشید عکس جدید ندارم برات بذارم.هنو برا گوشیم رم نخریدم.
یه کارِ جدید دیگه که انجام میدی اینه،تو روروئکت میذاریمت و دور کمرت رو میبندیم تا اذیت نشی و شما هم با روروئکت راه میری،دورت بگردم عشقم.تند تند راه رفتی و محکم روروئک(که ما بهش میگیم ماشین)رو کوبوندی به آینه شمعدون.
باهات دالی دالی بازی میکنیم و کلی کیف میکنی،جیغ میزنی و میخندی.
دست مارو میگیری و میبری تو دهنت،و میکشی رو لثه هات.
منو بابایی لُپشی لُپشیت میکنیم و چه حالی میده.لُپشی لُپشی یه اصطلاح من درآوردی از بابایی و منه!!!!توجهت به اطراف خیلی بیشتر شده،به کوچک ترین صدا واکنش نشون میدی.
میذارمت رو تشکت و تو هم با خودت بازی میکنی و اینقدر ورجه وورجه میکنی که سر جات میچرخی مثه عقربه های ساعت.باید مراقبت باشم و دیگه لبه ی تخت نذارمت.پس فردا هم باید ببرمت بهداشت واکسن.............وقتی منو بابایی محل تو ندیم و باهم صحبت کنیم لب میچینی و یه جوووری گریه میکنی که منو بابایی دلمون برات کباب میشه.راستی این از همه مهم تره....مو میکشی بدجووور ینی تو دستت پر از مو میشه...مخصوصا موهای من که الان بخاطر شیردهی میریزه........هر چی دستمون باشه و نزدیکت بیاریم تلاش میکین بگیریش،اگه کوچیک باشه می گیریش وگرنه از دستت میوفته
فعلا بای گلِ سرخم



لُپشی لُپشی
